تبليغاتX
دیده بان طبیعت بختیاری

دیده بان طبیعت بختیاری

«به یاد یاسر انصاری مان ... که رفت!»

فرونشست زمین در کمین دشت های بام ایران!

تشدید روند نابودی منابع آبی کشور در سال های اخیر سبب شده است که اغلب دشت های کشور یکی از پرمخاطره ترین و خسارت زاترین پدیده های زیست محیطی شناسائی شده را تجربه کرده و خطر ویرانگر فرونشست زمین را در چند قدمی خود مشاهده کنند. هر چند کشور ایران با تجربه 31 مخاطره از تعداد 41 مخاطره شناسائی شده در جهان، رده های بالائی سیاهه کشورهای پرمخاطره جهان را به خود اختصاص داده و در سال 2010 مقام سومی کشوره های پرمخاطره جهان را کسب کرده است اما؛ این پدیده فرونشست زمین است که لرزه بر اندام خشک دشت های حاصلخیز کشور انداخته است.

بهره برداری های غیراصولی و بی رویه از منابع آبی زیرزمینی مهمترین علت بروز فاجعه فرونشست زمین است که با مسدود شدن مجاری نفوذ آب به داخل سفره ها، افت شدید سطح آب های زیرزمینی را به دنبال داشته و نهایتا" با فرونشست زمین، بیابان زائی و نابودی حیات اتفاق می افتد. البته فرو نشست زمین اضافه بر خسارت های غیرقابل جبران زیست محیطی، زمینه ساز ناپایداری سازه ها و بناها شده و می تواند نرخ خسارت های مالی و جانی پدیده هایی مثل زلزله را به طرز وحشتناکی افزایش دهد.

هرچند منطقه چهارمحال و بختیاری با میانگین بارش حدود 700 میلی متر - که نزدیک به میانگین جهانی است – همواره به عنوان یکی از مهمترین منابع آبی زاگرس و کشور مطرح بوده است اما؛ ویژگی هایی مانند وضعیت کوهستانی، اقلیمی و پراکنش مکانی نامناسب بارش هایش باعث شده است تا حدود 90 درصد از این آب قابل استحصال به صورت روان آب و یا چشمه های بزرگ از طریق سرشاخه های زاینده رود، دز و کارون بزرگ از استان خارج و بیش از 80 درصد از مصارف آب مردمان آن دیار، وابسته به منابع آب های زیرزمینی اش شود، به طوری که سالانه در 15 دشت کشاورزی اش، حدود 600 میلیون متر مکعب آب بوسیله 3600 چاه و 480 رشته قنات  از ذخایر زیرزمینی بیرون کشیده می شود. بنابراین حقیقت داستان این است که مردم چهارمحال و بختیاری در حال خرج پس اندازها هستند!

آسیب پذیری دیار چهارمحال و بختیاری در خشکسالی ها و کاهش تا 50 درصدی میزان بارندگی و دستکاری های غیر اصولی در طبیعت و تخریب پوشش گیاهی را نیز بایستی به شناسه های بوم شناختی منحصر به فرد این منطقه اضافه کرد.

عدم برنامه ریزی و مدیریت مناسب و درخور سال های گذشته برای بهره برداری از آب های سطحی و همچنین اصرار بر توسعه کمی بخش کشاورزی در چهارمحال و بختیاری نیز به مانند بسیاری از مناطق کشور، سبب افزایش برداشت های مضاعف و بی رویه از منابع آبی زیرزمینی این منطقه شد. این برداشت های بی رویه و غیراصولی تا جائی ادامه پیدا کرد که دیگر میزان تغذیه آبخوان ها از طریق نفوذ نزولات جوی، جوابگوی آن برداشت ها نبوده و هر ساله سطح آب های زیرزمینی با افت شدیدتری مواجه و نهایتا"دشت های منطقه با خطر جدی فرونشست زمین مواجه گردیدند.

در حال حاضر تمامی 11 آبخوان بزرگ (دشت) در چهارمحال و بختیاری با افت شدید سطح آب زیر زمینی و  کسری سالانه حدود 180 میلیون مترمکعبی مواجه و 4 آبخوان پر اهمیت بروجن، سفیددشت، جوانمردی و شهرکرد ممنوعه بحرانی اعلام شده اند.

درج نظر


برچسب‌ها: فرونشست زمین, بیابان زائی, آب های زیرزمینی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 0:8  توسط هومان خاکپور 

مرگ تدریجی و خاموش پارک جنگلی تهلیجان شهرکرد!

در شرایطی شاهد نابودی تدریجی فضای سبز درختی بزرگ ترین سکونتگاه شهری چهارمحال و بختیاری هستیم که گرد و غبارهای مرغزار شهرکرد به همراه گرد و غبارهای عربی هوای نفس گیری را برای اهالی شهرکرد رقم زده اند. افت شدید سطح آب سفره های زیرزمینی مرغزار حاشیه شهرکرد در اثر حفر چاه و برداشت های غیرمجاز، چرای بی رویه دام، تخریب بخش هایی از این مرغزار به بهانه توسعه و استقرار صنایع و مراکز خدماتی و همین طور تخلیه نخاله ها و مصالح ساختمانی و زباله ها سبب خشک شدن فاجعه بار این مرغزار ارزشمند شده و در سال های اخیر آن را به یک کانون خطرناک فرسایش بادی تبدیل کرده است.

و اما پارك جنگلي دست كاشت تهلیجان که در دهه 50 و در سطحی بالغ بر 570 هزار متر مربع در ضلع شمال غربي شهركرد احداث شده و می توانست کارکردی انکار ناپذیر در کنترل و مقابله با آین آلودگی های انسان ساز داشته باشد، در سال های اخیر مورد بی مهری متولیان شهری شهرکرد قرار گرفته است. برخلاف تعاریف علمی و اهداف پارک های جنگلی و همچنین قوانین و مقررات سازمان جنگل ها و مراتع کشور که بر حفظ مالکیت و نوع کاربری این گونه فضاهای درختی تأکید و دلالت دارد، به دلیل عدم درک درست از تعاریف و اهداف احداث این فضاها و یا برای سودجوئی، درختان بخش هایی از این پارک جنگلی را قطع و یا عمدا" با عدم مراقبت و آبیاری به موقع و حتی آتش سوزی باعث خشکاندن درختان شده اند.

حیرت آورتر اینکه در حالی شاهد این شیوه مدیریتی شهرداری شهرکرد هستیم که سرانه ی فضای سبز شهری شهرکرد کمتر از میانگین کشوری بوده و علیرغم شرایط آب و هوایی و جغرافیایی ویژه منطقه، سرانه ای کمتر از نصف شهر همجوارش اصفهان دارد. سرانه ی فضای سبز شهری در استاندارد جهانی 20 متر مربع، میانگین کشوری 9 متر مربع و شهرکرد حدود 8 متر مربع است.

گفتگوی نگارنده با خبرگزاری مهر در باره قطع و خشکاندن و سوزاندن عمدی ده ها درخت در این پارک جنگلی را می توانید در اینجا ملاحظه کنید.

درج نظر


برچسب‌ها: تهلیجان, پارک جنگلی, شهرکرد, شهرداری
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:38  توسط هومان خاکپور 

رئیس کل دادگستری چهارمحال و بختیاری با دستگاه های دولتی اتمام حجت کرد

دیروز – مورخ 10 اردیبهشت 1391 -  در جریان نشست "هم اندیشی حریم منابع آب استان چهارمحال و بختیاری" که به همت شرکت آب منطقه ای و اداره کل مدیریت بحران استان در شهرکرد برگزار شد؛ آقای عبدالله موسوی، رئیس کل دادگستری چهارمحال و بختیاری با یک سخنرانی داغ و چالشی، هوشمندانه عملکرد دستگاه های دولتی در حوزه منابع آب استان را به چالش کشید و اثرات بلندی بر حضار گذاشت.

سید عبدالله موسوی در این سخنرانی اشاره کرد که در سال های اخیر به بهانه مصالح سیاسی و اجتماعی، ظلم های غیرقابل توصیفی به منابع آب استان روا شده است. میزان ورودی پرونده های قضائی و روند پیگیری ها برای رسیدگی و اجرای احکام صادره، حکایت از عملکرد بد مدیریت آب استان و بی توجه ای به برخوردهای قانونی پیشگیرانه دارد.

موسوی که در مناسبت های گذشته هم با طرح دیدگاه های خود در حوزه منابع طبیعی و محیط زیست تحسین برانگیز رفتار کرده بود؛ برخی برنامه های توسعه ای استان که منجر به تخریب اکوسیستم رودخانه ها و نابودی منابع آب استان شده است را به شدت زیر سؤال برده و بر نقش دستگاه های دولتی متولی و کوتاهی آب منطقه ای در عمل به وظایف قانونی خود برای ممانعت از تصرف بستر و حریم رودخانه ها و تخریب سرزمین تأکید کردند. عالی ترین مقام قضائی استان از این هم فراتر رفته و بیان کردند که مدیرانی که با استفاده از اختیارات قانونی خود مجوز های دست اندازی به حریم و بستر رودخانه ها را صادر کرده اند بایستی تحت تعقیب قضائی قرار گرفته و موأخذه شوند.

رئیس کل دادگستری استان به رؤسای دادگستری های حوزه قضائی خود که در این نشت حضور داشتند، تأکید کرد که حتی در جاهائیکه که به نظر می رسد کارگزاران دولتی کوتاهی می کنند، دادستان های حوزه های قضائی رأسا" به عنوان مدعی العموم وارد شوند و با تخلفات در حوزه منابع آب با قاطعیت برخورد کنند، از دخالت های غیر اصولی افراد حقیقی و حقوقی ممانعت و با متخلفین برخورد قانونی کنند. همچنین در این زمینه اضافه کردند که؛ در اسرع وقت به رؤسای دادگستری های شهرستان ها بخشنامه می کنیم که در یک برنامه زمانبندی شده با تخلفات حوزه منابع آب برخورد کرده و پرونده های مربوطه را خارج از نوبت رسیدگی و برای اجرای احکام صادره به صورت جدی همکاری و پیگیری کنند.

موسوی در ادامه از کوتاهی ها و برخی مصلحت اندیشی ها انتقاد کرده و اعلام نمودند که در حال حاضر بیش از 100 پرونده در اجرای احکام حوزه های قضائی استان موجود است که متأسفانه در دستگاه متولی اراده جدی برای اجرای آن احکام وجود ندارد و مصلحت اندیشی ها، اجرای قانون را به حاشیه برده است.

رئیس کل دادگستری استان در ادامه سخنرانی خود به کمبود امکانات و نیروی انسانی دستگاه های متولی و نقش این کاستی ها در پیدایش جرائم آب در استان اشاره کرده و یکی از راهبردی ترین اقدامات فراموش شده را آگاهی رسانی و ارتقاء سطح فرهنگ عمومی مردم با عنوان اقدامات پیشگیرانه نام بردند. اقدامات پیشگیرانه را در راستای کاهش بروز جرم بسیار مؤثر دانسته و بر آمادگی "معاونت پیشگیری دادگستری استان" برای همکاری نزدیک با دستگاه های دولتی تأکید کردند.

درج نظر


برچسب‌ها: نشست هم اندیشی آب, موسوی رئیس کل دادگستری, چهارمحال و بختیاری
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 0:13  توسط هومان خاکپور 

مهار روند شتابناک فرسایش خاک و افت سطح آب زیرزمینی؛ پاسداشت حرمت زمین است

نوع مدیریت و شیوه های بهره برداری از زمین نشان دهنده سپاسگزار مردمان هر سرزمینی از زمين و منابع و ذخاير طبيعي آن است. نرخ فرسایش خاک و روند افت سطح آب های زیرزمینی را می توان از مهمترین شاخص های پاسداشت حرمت زمین دانسته و کیفیت مدیریت سرزمینی را با این شاخص های راهبردی ارزشیابی کرد. "روز جهاني زمين پاک" که هر ساله در 22 آوريل مصادف با 2 ارديبهشت ماه در تمام دنيا برگزار و حفظ کره خاکی را به یاد همه مردمان روي زمين می آورد، فرصت خوبی برای بررسی عملکردها در برخورد با سیاره خود "زمین" خواهد بود.

یکی از فاجعه بارترین رخدادهای محیط زیستی سال های اخیر در کشور، نرخ بالای فرسایش خاک و رسیدن ایران به صدر فهرست کشورهای رودررو با فاجعه از دست دادن خاک خود است. ماجرای نگران کننده ای که در طول تاریخ بی نظیر بوده و حکایت از روند شتابناک افزایش نرخ فرسایش خاک، نابودی خاموش بستر حیات گیاهی و جانوری در کشور و بالاترین سطح از بی توجه ای ما به زمین و مواهب آن است.

یادمان باشد که از دست رفتن خاک و نابودی بستر حیات گیاهی و جانوری در کشورمان، پدیده ای انسان ساز است که ریشه در نامدیریتی سرزمینی و شیوه های نادرست بهره برداری از زمین دارد. نابودی پوشش گیاهی، عدم ساماندهی شیوه های دامداری سنتی، تبدیل غیراصولی مراتع به دیم زارهای کم بازده، تخریب رویشگاه های جنگلی و زراعت در زیراشکوب جنگل ها، معضل سوخت های هیزمی و عدم توجه جدی به تأمین سوخت فسیلی مورد نیاز در روستاها، کشاورزی سنتی و شیوه های نادرست شخم و آماده کردن زمین، شیوه های غلط آبیاری و عدم توجه سزاوار به فعالیت های آبخیزداری و حفاظت خاک از جمله عواملی هستند که سبب شده اند تا نرخ فرسایش خاک در کشور اینگونه شتابناک و نگران کننده شود.

سطح آب های زیرزمینی نیز یکی از مهمترین شاخص های پایداری و پاسداشت زمین است که شوربختانه میزان افت این سطح در منابع آبی زیرزمینی کشور و روند منفی آن در سال های اخیر بسیار نگران کننده و تهدیدآمیز بنظر می رسد. فاجعه ای زیست محیطی که مهمترین عوامل وقوع آن؛ توسعه ناپایدار، برداشت های بی رویه آب، تخریب پوشش گیاهی و جنگل ها، عدم توجه سزاوار به فعالیت های ارزان قیمت آبخیزداری و آبخوان داری و توسعه نیافتگی بخش کشاورزی بوده و رخداد فرونشست زمین را به دنبال خواهد داشت. فراموش نکنیم که پدیده "فرونشت زمین" آخرین مرحله از بیابانزایی، غیرقابل برگشت و نهایت بی حرمتی به زمین است که در سطح های کوچک به شکل فروچاله و یا فرونشست های وسیع نمود پیدا می کند.

بر اساس آمار شرکت مدیریت منابع آب کشور، در طی 30 سال (سال های 1971 تا 2001)  سطح آب های زیرزمینی در کشور حدود 15 متر کاهش یافته - یعنی به طور متوسط نیم متر کاهش در هر سال – و متأسفانه در دهه اخیر (از سال 2001 تا 2011) این روند کاهش، شتابی نگران کننده تر به خود گرفته و به 70 سانتیمتر کاهش در سال رسیده است.

رها شدن زباله های جامد در طبیعت و فاضلاب های صنعتی و خانگی در منابع آبی نیز یکی از آشکارترین نشانه های نابخردی در رفتار با زمین و آب و خاک وطن است. دفن غیراصولی و غیربهداشتی زباله های خانگی و بیمارستانی توسط نهادهای متولی، رها کردن زباله ها در مناطق گردشگری و حاشیه سکونتگاه ها، استفاده غیراصولی از سموم کشاورزی و نفوذ پساب ها و آلودگی منابع آبی، ورود فاضلاب‌های صنعتی و خانگی و آلوده کردن آب‌های سطحی و زیرزمینی نمونه هایی آشکار از بی حرمتی به پاکی زمین بوده که شوربختانه؛ زمین بسیاری از مناطق کشور از آن رنج می برد.

درج نظر


برچسب‌ها: فرسایش خاک, روز زمین پاک, آب های زیرزمینی, زباله
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 0:28  توسط هومان خاکپور 

رخوت دشت لاله کوهرنگ برای میزبانی 1391

هر چند لاله هاي واژگون را می توان در جای جای طبیعت زیبای چهارمحال و بختیاری دید اما؛ دشت 700 هکتاری منطقه بنواستكي در کوهرنگ بختیاری یکی از معروف ترین رویشگاه های لاله های واژگون در کشور است که در اردیبهشت ماه میزبان هزاران گردشگر می شود.

این جاذبه طبیعی بسيار ديدني درفاصله 100 کیلومتری شهرکرد و حدود 10 کیلومتری شهر کوهرنگ قرار داشته و در سال های نه چندان دور که هنوز سیل گردشگران به آن دیار سرازیر نشده بود، با شادابی سحرانگیزی، در اردیبهشت ماه گل های سرنگون خود را به رقص و دل ربائی وا می داشت و این پایکوبی 15 روزه بهاری با بذردهی لاله ها در اواخر اردیبهشت به پایان می رسید.

بارگذاری اکوتوریسمی، سرازیر شدن سیل ویرانگر گردشگران ناآگاه، انفعال دستگاه های متولی و آماده نکردن زیرساخت های لازم برای این بارگذاری و تبدیل شدن به یک جاذبه طبیعی گردشگری؛ سبب گردید که هر ساله از شادابی و تجدید حیات طبیعی لاله ها کاسته شده، و روند کاهش تراکم لاله ها و وسعت این اثر طبیعی کم همتا شدت یابد.

چیده شدن گل ها و خارج کردن غده و پياز لاله ها از داخل خاك توسط برخی از بازدید کنندگان ناآگاه، بیشترین نقش تخریبی را در مجموعه عوامل انسانی مؤثر در تشدید روند تخریب و رخوت دشت لاله ها داشته است. شکستن ساقه گل ها در اثر پهن کردن زیراندازها، لگدمال کردن لاله ها در اثر ترددهای غیر اصولی و غیر ضروری بازدیدکنندگان در دشت و عدم کنترل فرزندان و ممانعت از آسیب رسانی آنان به گل ها و گیاهان؛ روند طبیعی گل دهی و بذردهی لاله را مختل و تجدید حیات طبیعی دشت را به مخاطره می اندازد.

ورود دام به دشت – خصوصا" در اواخر اردیبهشت و خردادماه - در مرحله بذردهی گل ها یکی دیگر از عوامل مؤثر کاهش تراکم و شادابی لاله ها بوده که با اخلال در ریزش بذر و ممانعت از استقرار بذور در خاک، زادآوری طبیعی لاله ها را بسیار شکننده و مختل می کند.

اخیرا" طغیان آفات و بیماری ها هم به این عوامل اضافه شده که می تواند در شادابی و زادآوری طبیعی لاله ها بسیار مؤثر باشد. طغیان آفات و بیماری ناشی از ضعف بیولوژیکی لاله ها بوده که علت آن همان عوامل انسانی، فشار دام و نامدیریتی حاکم بر این جاذبه طبیعی می باشد.

تعیین دستگاه متولی مشخص و ساماندهی گردشگران در کوتاه مدت؛ و در درازمدت انجام مطالعه، برنامه ریزی و تأسیس زیر ساخت های لازم با بهره گیری از ظرفیت ها و توانمندی های بخش خصوصی و جوامع محلی منطقه؛ و همچنین تغییر و جایگزینی شیوه معیشتی دامداران از طریق همین ظرفیت گردشگری و قرق کامل دشت و ممانعت از ورود هر گونه دام به این جاذبه طبیعی و همین طور شناسائی و مقابله با آفات و بیمارهای لاله ها، برای نگهداري و حفاظت از اين شگفتي خلقت اجتناب ناپذیر است.

درج نظر


برچسب‌ها: لاله واژگون, کوهرنگ, گردشگری طبیعی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 2:9  توسط هومان خاکپور 

گزارش یک رویداد کم نظیر و مبهم!

قدیمی‌ها و ریش‌سفیدهای منطقه هم به یاد ندارند و یا نشنیده اند که تاکنون در اثر بارندگی، چشمه مشهور "برم" گل آلود شده باشد و دیگر آب زلال از دل آن برکه نجوشد!

“برم” ؛ چشمه ای مشهور با چشم‌اندازهای جذاب و به صورت برکه ا‌ی پرآب، یکی از ظرفیت های مهم گردشگری در چهار محال و بختیاری به شمار رفته که در مرکز شهر لردگان واقع شده است. این چشمه پرآب که از دل زمین جوشیده و با متوسط دبی آب ۲۴۰۰ لیتر در ثانیه حتی در بحران خشکسالی و کاهش آبدهی چند سال اخیر اکثر چشمه های منطقه، باز هم هرگز دبی اش از ۱۶۷۰ لیتر بر ثانیه کمتر نشده؛ در حال حاضر حیات چند مزرعه پرورش ماهی و بیش از دو هزار هکتار از اراضی کشاورزی و شالیزار‌های لردگان، را مدیون جوشش های خود کرده است.

اما رخداد کم نظیر گل آلود شدن این چشمه جوشان که برای نخستین بار اتفاق افتاده است، نشان داد که حتی این چشمه پرآب و حیات بخش هم از دست کاری کردن های نابخردانه انسانی در امان نمانده است. این رویداد مبهم که در شبانگاهان سیزدهمین روز از فروردین 1391 و پس از بارندگی های اخیر رخ داده است، سبب حیرت و نگرانی اهالی لردگان شده و خسارت های زیادی را به مزارع پرورش ماهی پائین دست چشمه وارد کرده است.

بررسی های اولیه حکایت از دخالت عوامل انسانی در این رویداد غیر معمول داشته که ریزش و فروریختگی گسترده در زیر چشمه و محدوده برکه در داخل زمین یکی از گزینه های احتمالی است که می تواند در اثر فعالیت های عمرانی و احداث سازه "مصلی لردگان" در بالا دست برکه و یا سنگ چینی های اخیر که با صخره سنگ های بزرگ و به بهانه محدود کردن برکه به منظور افزایش سطح آب برکه و محوطه سازی "چشمه برم" صورت گرفته است باشد.

خاکبرداری ها و برداشت شن و ماسه در حجم بسیار زیاد و به صورت بی رویه و غیر اصولی از بستر رودخانه فصلی بالا دست چشمه، نیز یکی دیگر از گزینه های احتمالی بروز این رویداد است که می تواند سبب نفوذ آب گل آلود رودخانه در سفره زیرزمینی چشمه و گل آلود شده آب پس از بارندگی ها شده باشد.

با توجه به ویژگی های منحصر به فرد این چشمه از حیث تولید آب و جاذبه های گردشگری؛ انتظار می رفت که  مسئولان شهر لردگان با حساسیت های بیشتری نسبت به این دست کاری غیر متعارف و فعالت های عمرانی در محدوده اثرگذار چشمه برخورد کنند تا اینگونه شاهد تهدید حیات و ماندگاری این چشمه تاریخی و یا انباشت زباله های فراوان در این برکه زیبا و پرجاذبه نباشیم.

درج نظر


برچسب‌ها: چشمه برم, لردگان, گل آلودگی
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 23:36  توسط هومان خاکپور 

مهار بیابان زائی هفت ساله شد

بی شک همه دوستداران محیط زیست و طبیعت وطن هم بر این باورند که "مهار بیابان زایی" یکی از "ترین" وب سایت های محیط زیستی کشور است. قدیمی ترین ها، مؤثر ترین ها، پرمخاطب ترین ها، مشهور ترین ها، پرمحتوا ترین ها، مرجع ترین ها و تنها تارنمای طرفدار محیط زیست به زبان فارسی؛ که در رقابت های بین‌المللی وبلاگ‌های محیط زیستی نامزد دریافت بهترین وبلاگ محیط زیستی دنیا بوده و در آن رقابت جهانی بین وبلاگ‌های محیط زیستی جهان مقام سوم را به دست آورد.

نگارنده خوب می داند و باور دارد که عشق و علاقه آتشین به سرزمین مادری است که این چنین نویسنده مهار بیابان زایی با روحیه ای خستگی ناپذیر، پرتلاش، جسورانه و بی منت به روشنگری و پاسداری از محیط زیست و طبیعت وطن می پردازد. و همین رفتارهای صادقانه و خردمندانه سبب شده است تا تعداد زیادی از مدافعان طبیعت وطن در محضر این پاسدار بی ادعا، مشق پاسداری و صیانت از سرزمین مادری کنند.

خسته نباشی و دست مریزادی جانانه به نویسنده مهار بیابان زائی که با روشنگری های هوشیارانه و نقدهای کارشناسی اش از رخدادهای تلخ و شیرین حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور، سزاوارانه دین خود را به سرزمین مادری اش ادا می کند. نگارنده نیز به سهم خود "هفت ساله شدن مهار بیابن زائی" را تبریک گفته و تلاش های ارزنده و کم همتای این تارنمای محیط زیستی در دفاع و پاسداری از طبیعت وطن را ارج نهاده و در سیزدهم فروردین ۱۳۹۱ – "روز طبیعت" - مصادف با آغاز هشتمین سال فعالیت این تارنمای پرطرفدار، برای محمد درویش عزیز بهترین ها را آرزو دارم.

درج نظر


برچسب‌ها: مهار بیابان زائی, محمد درویش, تارنمای محیط زیستی
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 23:39  توسط هومان خاکپور 

آخرین ضربه به منابع طبیعی در روزهای پایانی سال 1390 !

سال 1390 هم به پایان رسید و حوزه منابع طبیعی و محیط زیست کشور با فرازها و فرودهایی در این سال مواجه بود؛ روزگاری نه چندان خوشایند که با هشدارهای فاجعه آمیزی از زبان برخی مدیران ارشد کشوری و یا نهادهای بین المللی همراه بود.

در مرور و بازخوانی فرازها و فرودهای منابع طبیعی در این سال کهنه، جنگل های زاگرس از وضعیت نگران کننده تری برخوردار بودند؛ تخریب ها و تجاوزات تکراری، تشدید روند زراعت در زیراشکوب و تأمین سوخت هیزمی از جنگل به دلیل نادیده گرفته شدن بسته های حمایتی در طرح هدفمندی یارانه ها، طغیان آفات و بیماری ها در بخش های وسیعی از این رویشگاه های جنگلی و مواجه شدن با پدیده خشکیدگی بلوط و جانمائی های نادرست و آغاز عملیات احداث برخی سدهای بزرگ برق آبی، کارخانه ها و جاده سازی ها در همین بخش از ارزشمندترین اندوخته های طبیعی کشور؛ نفس جنگل های زاگرس را به شماره انداختند.

و البته کوشش های قابل تحسینی هم از طرف متولیان این بخش از جنگل های کشور انجام گرفت؛ تلاش برای اختصاص ردیف های اعتباری در حوزه جنگل های زاگرس و جنوب، مانند ردیف اعتباری مستقل برای مقابله با پدیده خشکیدگی بلوط در منطقه زاگرس و یا اختصاص ردیف اعتباری در بودجه سنواتی برای توانمندسازی جوامع محلی و کشت گیاهان داروئی صنعتی در رویشگاه های جنگلی، تلاش برای در نظر گرفته شدن بسته های حمایتی تأمین سوخت فسیلی در روستاهای پراکنده در مناطق جنگلی، اصرار و تأکید بر انجام ارزیابی پروژه های عمرانی و مقاومت در برابر فشارهای برون سازمانی برای صدور مجوز احداث تأسیسات صنعتی و تجاری ناهمخوان با استانداردهای فنی و ملاحظات محیط زیستی در رویشگاه های جنگلی، تلاش برای اطلاع رسانی مؤثر و اعلام وضعیت قرمز برای جنگل ها به عنوان ناب ترین قسمت های طبیعت وطن به منظور هشیار کردن دولت مردان و توجه سزاوارانه تر به وضعیت بحرانی و روند ناموفق مراقبت و پاسداری از جنگل های کشور و ... ؛ گام های ارزشمند و رو به جلویی هستند که توسط "دفتر امور منابع جنگلی" سازمان جنگل ها و مراتع برای حفظ پایداری بوم‌شناختی جنگل های کشور برداشته شده است.

اما برکناری غیرمنتظره مدیر کل دفتر امور منابع جنگلی سازمان در 5 روز مانده به پایان این سال، که می توان از آن به عنوان آخرین ضربه بر پیکر رنجور منابع طبیعی کشور در سالی که گذشت نام برد، اکثر کارشناسان و فعالان منابع طبیعی کشور را غافل گیر و حیرت زده کرده است.

فریبرز غیبی از آن دسته اندک مدیرانی بود که تا پایان دوره 15 ماهه اش در سمت عالی ترین مقام اجرائی جنگل های خارج از شمال، در برابر توقعات فراقانونی و مغایر با ملاحظات بنیادین محیط زیستی و طبیعی و همین طور کم توجه ای ها و بی مهری ها نسبت به جایگاه واقعی منابع طبیعیی از سوی برخی دولت مردان، سکوت نکرد و با انتقادهای تند و صریح و مصاحبه های روشنگرانه اش در زمینه وضعیت بحرانی منابع طبیعی کشور و بیان حقایق غیرقابل انکار از اوضاع ناخوش و روند تشدید تخریب جنگل های کشور و اقدامات نه چندان موفق احیائی و مراقبتی در حال انجام، نشان داد که هنوز هستند مدیرانی که امنیت و ثبات کشور و نسل های آینده را در گرو تثبیت پایداری سرزمین شان می دانند و حاضرند ماندگاری میز ریاست شان را در پای دغدغه های پایداری سرزمین مادری شان ذبح کنند.

آخرین مصاحبه فریبرز غیبی در سمت مدیر کل امور منابع جنگلی سازمان با خبرنگار روزنامه شرق در مورخ 21 اسفند 1390 را می توانید در اینجا بخوانید.

در همین رابطه:

- وبلاگ طبیعت ایران: فریبرز غیبی هم رفت! 

درج نظر


برچسب‌ها: فریبرز غیبی, برکناری, دفتر امور منابع جنگلی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 1:39  توسط هومان خاکپور 

خود را در طبيعت، ميهمان بدانیم نه صاحب خانه

به پاس تولد دوباره طبیعت و فرا رسیدن بهار شکوهمند كه هنگامه ی تجلی سبزینه ها بر بستر طیبعت است، از پروردگار بزرگ روزگاري پرترانه و پرلبخند براي همه مسافران نورورزی و هموطنان مان در جای جای ایران زمین آرزو داريم.

ما كه مناظر ديداري ناب و طبيعت زيباي وطن را براي سفرهاي نوروزي مان انتخاب كرده ايم؛ شایسته است بربنياد آموزه هاي ديني و پيشينه تاريخي افتخارآمیزمان، سزاوارانه نشان دهیم که ايرانيان از همان زمان هاي بسيار دور، به حق گردشگراني مسئول، طبيعت باور و طبيعت دوست بوده اند و همواره حرمت طبيعت را نگه داشته و با محافظان طبیعت همكاري و همراهي بی چون و چرا دارند، طبيعت را همان گونه که هست می پذیرند و هرگز چهره طراوت بخش آن را دست كاري نمی کنند؛

خود را در طبيعت، ميهمان و نه صاحب خانه می دانند؛ زباله های شان را در طبيعت باقی نمی گذارند، همیشه یک کیسه همراه خود دارند و در حد توان خود بخشی از پسماند های رها شده در طبيعت را نیز جمع آوری می كنند و از دیگران هم می خواهند که این چنین قابل تحسین باشند؛

از همان جاده های موجود براي ورود به طبيعت استفاده می کنند تا خسارت هاي احتمالی اين ورود مسئولانه را به حداقل ممكن برسانند، به درختان آسيب نمی رسانند و حرمت گیاهان و همه زیستمندان طبیعت را پاس می دارند؛ از فرزندان شان می خواهند كه از چیدن هرگونه گل و گیاه و آزار رسانی به پرندگان و جانوران کوچک خودداری کنند؛ بازی و شادی کنند اما با ايجاد سر و صداهاي غيرمعمول، آرامش طبيعت را برهم نزنند و به اهالی ساكن در طبيعت و فرهنگ بومي آن ها احترام بگذارند؛

گردشگران طبیعت دوست برای درست کردن غذا و یا نوشیدنی داغ از روشن كردن آتش و سوزاندن بوته ها و درختان پرهیز می کنند و اگر احیانا" مجبور به روشن کردن آتش شوند، با رعايت احتياط کامل در جایی آتش روشن می کنند که به درختان و گیاهان آسیب نرسد و خطر وقوع آتش سوزی در طبیعت وجود نداشته باشد و حتما" پیش از آنکه محل را ترک کنند، از خاموش شدن کامل آتش مطمئن می شوند؛

طبیعت گردان نیک اندیش مقررات ورود به محیط ها و چشم اندازهای طبيعي را دقیقا" رعايت می کنند و سزاوارانه به سهم خود تلاش می کنند که همیاران خوبی برای جنگل بانان و محیط بانان طبیعت ناب وطن باشند، مراقب تخلف ها و آسیب رسانی های احتمالی برخی طبیت گردان ناآگاه هستند و بخوبی می دانند که بیشتر کسانی که اشتباه کوچکی در برخورد با زیستمندان بی دفاع طبیعت می کنند، با یک تذکر محترمانه قانع می شوند، اما بر این نکته هم واقف اند که تخلفات و تعرضات بزرگ به عرصه هاي طبيعي را از طريق كد امداد جنگل 09696 به يگان های حفاظت منابع طبيعي اطلاع دهند.

به امید لذت بردن از طبیعت سرسبز ایران زمین در سفرهای نوروزی ....

درج نظر


برچسب‌ها: سفرهای نوروزی, طبیعت گردی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 0:15  توسط هومان خاکپور 

نمره مردودی به پروژه بهشت آباد از طرف فن سالاران و طبیعت باوران!

در حالی این روزهای پایانی سال 1390 ؛ شاهد فروش اوراق مشارکت پروژه های انتقال آب از سرشاخه های کارون بزرگ به فلات مرکزی کشور توسط آب سالاران در اصفهان هستیم که پروژه انتقال آب بهشت آباد هم از طرف متخصصان و نهادهای متولی حوزه محیط زیست و هم از طرف کارشناسان و متخصصین حوزه های فنی احداث چنین سازه های غول پیکر آبی نمره مردودی گرفته است.

در پروژه انتقال آب بهشت آباد نه تنها آرمان ها و اصول زیست محیطی برقرار کننده تعادل بوم شناختی مناطق مبدأ و مقصد مد نظر قرار نگرفته بلکه تحت تأثیر تصمیماتی غیرفنی و آلوده به سیاست، ملاحظات فنی هم در جانمائی احداث سد و نحوه انتقال آب رعایت نشده و این پروژه را هم از نظر ملاحظات زیست محیطی و هم استانداردهای فنی مردود کرده است.

بر بنیاد مطالعات زمین شناسی و لغزشی که تاکنون توسط کارشناسان دستگاه های اجرائی و تحقیقاتی استان در زمینه شناسائی کانون های فعال و بحرانی منطقه چهارمحال و بختیاری صورت گرفته است؛ یکی از مهمترین کانون های فعال استان همان کانون اردل کاج است که محل احداث سد بهشت آباد می باشد! نهشته های مارنی با عمق زیاد تا 100 متر در تمامی محدوده و دامنه های مشرف به دریاچه این سد گسترش داشته که از جمله حساس ترین سازندهای زمین شناختی موجود در استان نسبت به فرسایش های توده ای هستند.

بر اساس مطالعات میدانی صورت گرفته و داده‌های ژئوتکنیکی که از طریق اکتشافات سطحی و زیر سطحی زمین در منطقه اردل بدست آمده است؛ عامل اصلی وقوع لغزش در سازندهای مارنی این منطقه، فشار آب منفذی از طریق افزایش سطح آب های زیرزمینی و یا تماس با آب سطحی است که با احداث سد بهشت آباد در این منطقه ی جانمائی شده، تمامی توده های مارنی از محل احداث سازه تا بالای روستای کاج به طور کامل به زیر آب می روند که در مرحله اول بخش اعظمی از مخزن سد را همین توده های مارنی پر می کنند و در مرحله بعد؛ توده های مارنی بالا دست در دامنه های مشرف به دریاچه سد بر اثر پاشوئی، دچار لغزش های شدید شده و تمامی منطقه را با کانون های جدیدی از لغزش مواجه کرده و حتی میلیاردها تومان هزینه های سال های گذشته که برای مهار لغزش زمین در این منطقه حساس صورت گرفته بود به هدر رفته و خسارت های جبران ناپذیری را در تنوع زیستی منطقه، در هر دو حوزه گیاهی و جانوری برجای خواهد گذاشت.

البته علاوه بر مشکلات فنی این پروژه، خسارت های ناشی از آن در تمامی حوزه های زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی همواره مورد تأکید نهادهایی مانند مرکز پژوهش های مجلس در سال ۱۳۸۷، شرکت مدیریت منابع آب ایران و سازمان حفاظت محیط زیست کشور بوده اما ظاهرا" قدرت آب سالاران و ملاحظات شان، نسبت به تمامی ملاحظات زیست محیطی و فنی دست بالا را داشته که این چنین شاهد تخصیص ردیف های اعتباری و یا فروش اوراق مشارکتی برای اجرائی شدن این پروژه می باشیم و هشدارهای داده شده هم برای جلوگیری از شتابناک شدن روند بحران آب در چهارمحال و بختیاری و کارون بزرگ در خوزستان  راه به جایی نبرده است!

درج نظر


برچسب‌ها: انتقال آب بهشت آباد, اوراق مشارکت, کارون بزرگ
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 23:43  توسط هومان خاکپور