امروز لشکر لاروهاي ميوه خوار بلوط كه منظره نازيبايي را در اطراف خودرو حامل بذر هاي بلوط ايجاد كرده بودند توجه ام را جلب كردند و حسي هشدار دهنده، به توقف در كنار اين بذرها و ميهمانان ناخوانده شان مجبورم كرد.
به نظر مي رسد خشكسالي هم به كمك دخالت هاي ويرانگرانه اهالي مناطق جنگلي آمده و روند بر هم خوردن تعادل زيست بوم هایمان را شتابان تر كرده و سبب طغيان آفات و امراض نابود كننده درختان بلوط در جنگل هاي زاگرس شده است.
شوربختانه بررسي هاي به عمل آمده بيانگر اين واقعيت تلخ است كه معمولا" كانون هاي طغيان آفات در مناطقي واقع شده اند كه بيشترين فعاليت هاي تخريبي انسان ها مثل قطع جنگل، احداث كوره هاي توليد زغال، شخم و شيار و نابودي درختان جنگلي در آن مناطق رخ داده است و تأسف آورتر آنكه هيچگونه برنامه اجرایی مدوني در جهت شناسايي و برآورد سطوح آلوده و مناطق انتشار آفات و تعيين نوع آنها و همچنين جلوگيري از طغيان و سرايت به ساير مناطق جنگلي از سوی متولیان به چشم نمی خورد.
اکنون بيم آن مي رود با نبود عزم جدي براي اجراي برنامه هاي كنترلي آفات، تهديدي بزرگ براي جنگل هاي بلوط مان رقم خورد و با پيشروي به ساير مناطق، خسارت هاي جبران ناپذيري به موهبت های طبيعی وطن وارد آيد.
در حال حاضر عمده آفت هاي درختان جنگلي بلوط، آفت هاي جوانه خوار، ميوه خوار و برگ خوار هاي بلوط هستند كه هر كدام در شرایط محیطی و زمانی خاص با تغذيه بذور و برگ های درختان بلوط موجب به هم خوردن تجديد حيات طبيعي جنگل گردیده و ضعيف شدن و کاهش مقاومت درختان در برابر آفات و امراض گیاهی و كاهش رشد ساليانه و خشك شدن درختان را سبب خواهند شد.
فرجام سخن
انجام طرح های مطالعاتی و تحقيقاتي به منظور شناسايي و برآورد سطوح آلوده و سپس با لحاظ ملاحظات زيست محيطي، اجرای برنامه های کنترلی آفات و بیماری ها در قالب روش هاي مكانيكي(مثل جمع آوری بذور آلوده، زیر و رو کردن خاک اطراف درختان، استفاده از تله های نوری و ...)، بيولوژيكي(با استفاده از باکتری ها و محلول پاشی و ...) و شیمیایی(با استفاده از سموم دفع آفات که به لحاظ آسیب رسانی های محیطی آن زیاد توصیه نمی گردد) مي تواند از طغيان و انتشار آفات به ساير زيستگاه هاي جنگلي جلوگيري كند تا شاید دیگر اين چنين با سهل انگاري نابودي سبزينه هاي وطن را شاهد نباشيم.
موقعیت جغرافیایی ویژه زیست بوم چهارمحال و بختیاری سبب شده است تا از دیرباز این منطقه به عنوان گلوگاه فرهنگی و طبیعی بخش جنوب غربی وطن قلمداد شود و بهترین مسیرهای مراسلاتی شمال و جنوب سرزمین مادری از این بهشت کوچک عبور کند. ديدنيهاي طبيعي و تاریخی این قطعه از وطن،به مانند قلعه چهارطاقی منج، مواهب کم همتایی ست که در آغوش پرمهر قلل سر به آسمان کشیده زاگرس جا خوش کرده اند.
قلعه ای که در بخش منج و در فاصله حدود 50 کیلومتری غرب شهر لردگان واقع شده و بر بلندای یکی از بلندترین و زیباترین ارتفاعات جنگلی منطقه قرارگرفته و سابقه ای کهن در این مرز و بوم قرار دارد.
امشب وقتی طبق معمول هر شب در دنیای مجازی چرخی می زدم عنوان آخرین مطلب تارنمای «مهار بیابان زایی» یه هو غافلگیرم کرد. همینطور که اشاره کوتاه خانم ناظری فعال محیط زیست و خبرنگار سبزپرس و ایسنا در آخرین مصاحبه ی تلفنی اش در خصوص «عبور خط لوله گاز از جنگل های فلارد لردگان» و تردیدهای وبلاگ نویسی اش، از ذهنم می گذشت، نگران به سراغ وبلاگ «اشک های طبیعت» رفتم، متأسفانه نگرانی ام درست بود، خانم مرضیه ناظری، سبز نویس فعال با یک تصمیم غیرمنصفانه اقدام به حذف یکی از زیبا ترین و سبزترین وبلاگ های سبز در این وبلاگستان ناخوش وطن کرده بود!

در این مدت کوتاهی که نگارنده به طور جدی تر افتخار همراهی با وبلاگ نویسان حوزه سبز وطن را داشته ام به خوبی شاهد ادای دین این شیر دختر وطن به زیست بوم چهار محال و بختیاری بوده ام.
تلاشش برای حفظ طبیعت کم همتای آبشار آتشگاه لردگان که قرار است با احداث سد خرسان 3 غرق و نابود شود، همدردی با درختان بلوطی که قربانی آبگیری سد کارون 4 می شوند، خون دل خوردن برای رهایی تالاب گندمان از آتش افتاده به جانش، دفاع از نهالستان جنگلی لردگان در برابر زیاده خواهان مسکن مهر، فریادرسی اش به فریادهای هلن منطقه حفاظت شده و ...، در اذهان دوستداران طبیعت این دیار شیران ماندگار و فراموش ناشدنی است.
... نمی دانم او با کدام دلایلی اقدام به صدور چنین حکم دردناکی کرده و یکطرفه خیلی از سبز خواهان و سبز نویسان وطن را محروم کرده است؟
ای کاش کمی بیشتر به حقوق دیگران احترام می گذاشت و فرصت دفاعی به دوستداران تمثیل ها و تصاویر کم همتایش میداد تا شاید دفاعیات آنان در این دادگاه فرمایشی اش مقبول می افتاد و در سرنوشت این حکم تأسف برانگیزش تجدید نظری می شد ...
امیدوارم او کمی بیشتر تأمل کند ...
در پایان مأموریت امروز به مناطق جنگلی لردگان، فرصت با ارزشی پیش آمد تا به همراه همکاران خوبم از سد کارون 4 بازدیدی کوتاه اما تلخ از منظر زیست محیطی داشته باشم.
عکس هایی که ملاحظه می کنید در همین فرصت پیش آمده توسط نگارنده گرفته شده و شاید این آخرین تصاویری باشد که شما از این زیست بوم زیبای سرزمین مادری خواهید دید.
چرا آب سفید؟
از آبشار آب سفید در نوشته ها به صورتهاي گوناگوني یاد شده است. از جمله: آب سفید، آب اسپید، آب سپید، توف سفید، او اسپید. از بين اين عنوان ها، متداولترین آن ها «آب سفید» است كه در زبان محلي اين واژه با گویش بختیاری به «او اسپید» معروف شده است. شرایط ویژه، حجم زیاد آب و ارتفاع ریزش یکنواخت و صخره ای این آبشار، ویژگی منحصر به فردی را سبب شده تا سپیدی افسون گری را بوجود آورده و بدین گونه لقب آب سفید را شناسه ی خود می کند.
آبشار آب سفيد سبزکوه به لحاظ صعب العبور بودن جاده ی دسترسی، يكي از بکرترين و ناب ترين آبشارهاي استان و كشور است كه در بخش گندما ن شهرستان بروجن چهار محال و بختیاری واقع شده است.
قله های سبز و بلند قامت زردکوه بختیاری همچنان نادیدنی های اسرارآمیز خود را به طبیعت گردان هدیه می کنند. در فاصله ی حدود 50 کیلومتری جنوب شرقی غار یخی چما، غار یخی شگفت انگیز و کم همتای کزلی(kezli) در کوهستان های چگاله و کوه درویش، یگانه بودن خود را در سرزمین مادری مان به رخ می کشد.
در صبحگاه سیزده آبان و با اولین بارش های پائیزی ارتفاعات کوه های کلار و سبزکوه بختیاری سپید پوش شدند.

قامت رعنا و بلند کلار، در جوار گندمان آتش افتاده به جان، هر رهگذری را خجل و شرمنده از این همه نابخردی و طبیعت ستیزی می کرد.
در سیزده آبان، گندمان دل سوخته، نظاره گر تاج سفید و زیبای نهاده بر سر و گردن افراشته ی کلار بود و با آتشی در جان با یار و هم وطن خود «حله» در بوشهر همدردی می کرد.
چرا که او خوب می دانست چه سوزان و مرگ آور است آتش افتاده در نیستان ... و او هم درود می فرستاد بر محیط بانان از جان گذشته ای که با دستان خالی! و اراده ای پولادی به جنگ آتش در تالاب های وطن می روند.
و اما یک پرسش اساسی
... نمی دانم تا کی محیط بانان و نیروهای امدادی مجبور هستند برای مقابله با آتش افتاده در جان تالاب های تشنه ی وطن از بیل و شن کش و سرشاخه درختان و تانکر سم پاش و ... استفاده کنند و مدیران محترم اجرایی شعار دهنده و نظاره گر ؟!
تا کی ؟
«مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد
اگر به صداي زندگي گوش فرا ندهيم
اگر به خودمان بها ندهيم»
«این روزها انسان، قیمت همه چیز را می داند ولی ارزش همه چیز را نمی داند»
در روزهای پایانی اولین ماه سلطان فصل ها که دودی سفید در تالاب گندمان همچنان در حال خزیدن بود و نشان از سوزان بودن آتش افتاده به جان گندمان داشت و دارد! اتفاق نادری در حاشیه غربی تالاب در حال رخ دادن بود.

پس از گذشت بیش از یک ماه از رخداد تلخ آتش سوزی در این زیستگاه منحصر به فرد و موکول شدن مهار کامل آتش به بارش باران و ... ! ؟ برخی درختان سیب به طور غیر معمول تحت تأثیر تغییرات اکوسیستم تالاب وارد دوره گل دهی شده اند.
نمی دانم تا حالا این شرایط برایتان مهیا شده است که برنامه ی محیط زیست شبکه آموزش را که روزهای شنبه و دوشنبه هر هفته پخش می شد ببنید یا نه ؟
این برنامه کوتاه حدود نیم ساعته، معمولا" بین ساعت ۹ تا ۱۰ روزهای شنبه و دوشنبه اغلب دوستداران طبیعت و محیط زیست را به پای جعبه جادویی می کشاند و با حضور اساتید و کارشناسان مجرب و شجاع محیط زیست تا حدودی بی پرده به اوضاع و احوال زیست بوم های وطن عزیزمان می پرداخت.
از اینکه این برنامه خوب و اثرگذار زیست محیطی از شبکه های پر پوشش مثل شبکه یک پخش نمی شد و همچنین از ساعت پخشش خیلی ها گلایه داشتند دریغ از اینکه نمی دانم به چه دلیلی همین حداقل هم در این هفته قطع شده و دوستداران طبیعت را سرگردان و از شنیدن نظرات جسورانه متخصصین حوزه محیط زیست در این برنامه محروم کرده است.
یک سوال از برنامه ریزان محترم شبکه آموزش
این برنامه ها یک توجه حداقلی به محیط زیست سرزمین مان از طریق رسانه ی ملی است ! چرا این حداقل ها را هم از زیست بوم های این مملکت دریغ می کنید ؟!
دوستان دوستدار طبیعت
بیایید همه باهم باشیم و از این حداقل هامون هم عبور نکنیم ...
پس از رخداد فاجعه آمیز تجاوز به جنگل های منطقه حفاظت شده هلن در استان چهارمحال و بختیاری ، بنابر گفته های شاهدین و مردم منطقه به نظر می رسد به فریادهای هلن و استمداد طلبی اش پاسخ داده شده است و هلن در آرامش نسبی بسر برده و فرصتی پیدا کرده است تا بیشتر به زخم های افتاده به جانش فکر کند.
در اواخر هفته گذشته فرصتی پیش آمد تا ساعتی را در کنار دوست و همکارخوبم آقای سبزعلی صفری از همکاران محلی در دوران تصدیم در اداره منابع طبیعی اردل در سال های نه چندان دور باشم و بار دیگر به این فریادرس طبیعت و همکاران سخت کوشش در منابع طبیعی بخش ناغان افتخار کنم.